تبليغاتX
اشک-لبخند-عشق
 
 
 ترجیح دادم از گریه آغاز کنم مانند زندگی
 

زندگی همگی ما با این طنین آغاز میشود؛با زیبایی گریهء موجودی به غایت ضعیف،به غایت هوشمند، و در نهایت آسوده خیالی..

زمان میگذرد و زهر شیرین دانستن انسان را می آزماید∙

اکنون باید از چه نوشت: از سرخی خون، از زردی خاک، از سبزی دشت، از داغ شقایق، عزم مبارز، حسرت فراق، آزادی انسان،  ستم بزرگان!!

 

نه -  از دوست داشتن از عشق-
 
تا چندی پیش گمان می کردم این بسوده ترین کلام همچون قراردادی قابلیت ابطال دارد∙

چندی بعد گمان بردم این نابسوده ترین است بر زبان ما ؛

       و اکنون میان هجاهای عشق غوطه می خورم و هنوز.....


+ نوشته شده توسط مانی در دوشنبه 21 آذر1384 و ساعت 14:59 |